بي نام او هرگز

 

 

 

 

درباره وبلاگ

به وبلاگ گلبرگها خوش آمدید

گلبرگها


فهرست اصلي

صفحه اصلي

آدرس ايميل

آرشيو وبلاگ


نویسندگان


سمیرا
اعظم
سمیه


دوستان

ملکه ملکوت
باران عشق
مثبت بی نهايت
سروصدا
عشق رازی است میان من و تو (مجنون)
عاشق های پاپتی(مجتبی)
آهو خانم
جملات زيبا
عشق من و تو
جملات عشقی و با حال(ميثم عشقی)
کوچولوی عاشق
واپسين شطيحات اميد ۲
زندگی عاقلانه
پسر جزيره
يک تبسم کافيست
لحظه ديدار
ملودی عاشقانه ها
مسافر دشت شقايق
عشق من عاشقم باش
تنها من
بهار اندیشه
زمزمه های نیلوفری
گل سرخ
يکی مانده به آخر
شعر های عاشقانه- عکس -جک-اس ام اس
يک درد ساده
برترين کليپ های موبايل
دانلود برنامه های هک رايگان
قالب هاي پرشين بلاگ
عطر و داغ خاطراتم
حل مشکل طراحي قالب وبلاگ
هک امنيت
دانلود نرم افزار


نوشته هاي پيشين

اسفند ۸٧
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥


مشخصات

 
 
پشتيباني : PersianBlog
قالب :
Theme


  RSS  

 

 

 

 www.goolbarg.blogfa.com 

دوستان عزیزم آدرس وبلاگ ما تغییر کرده است

لطفا بر روی آدرس جدید کیلیک کنیدلبخند

 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در دوشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٧ ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ  | لينک ثابت



پرواز

 

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده  گفت: اما من درخت نیستم. تو

نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.پرنده گفت من فرق آدمها و درختها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و انسانها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این بزرگترین اشتباه ممکن بود . پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید. اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمیدانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید. انگار ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد. چیزی که نمی دانست چیست.شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت غیر از تو پرنده های دیگری را می شناسم که پر زدن یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نکند فراموشش می شود. پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه  چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ  بالای سرش آسمان بود. وچیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج  زد. آنگاه  خدا بر  شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت یادت می آید تو را دو بال و دو پا آفریده بودم. زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا گذاشتی؟ انسان دست بر    شانه هایش گذاشت و جای خالی  چیزی را حس کرد .              

                        آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست.

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ  | لينک ثابت



بامبو و سرخس...

روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیزم را رها کنم . شغلم را ،

 

دوستانم را ، زندگیم را. به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند

 

صحبت کنم . به خدا گفتم آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگیم

 

بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت آیا درخت

 

سرخس و بامبو را  می بینی؟ پاسخ دادم بله. فرمود:هنگامی

 

که درخت بامبو و سرخس را آفریدم به خوبی از آنها مراقبت

 

کردم . به آنها نور کافی دادم . دیری نپایید که سرخس ها سر از

خاک بر آورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود.

من از او قطع امید نکردم . در دومین سال سرخس ها  بیشتر رشد

کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین دادند اما همچنان از بامبو

ها خبری نبود.من بامبو ها را رها نکردم.

در سالهای سوم و چهارم نیز بامبو ها رشد نکردند اما من باز هم از

آنها قطع امید نکردم . در سال پنجم جوانه ی کوچکی از بامبو

نمایان شد. در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت

شش ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید . پنج سال طول

کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شدند. ریشه

هایی که بامبو را قوی می ساختند و آن  چه را برای زندگی به آن

نیاز داشت فراهم می کردند.

خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در این سالها که تو درگیر

مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را

مستحکم می ساختی؟ من در این مدت تو را رها نکردم  همان

گونه که بامبو ها را رها نکردم.

هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن . بامبو و سرخس دو گیاه

متفاوتند. اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنند.زمان تو هم فرا

خواهد رسید. تو نیز رشد می کنی و قد می کشی  . از او پرسیدم

من چقدر قد می کشم؟ در پاسخ از من پرسید بامبو چقدر رشد

می کند؟جواب دادم هر چقدر که بتواند. فرمود: تو نیز باید رشد

کنی و قد بکشی هر اندازه که بتوانی ! به امید رشد کردن و قد

کشیدن همچنان باید مبارزه کرد.

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در شنبه ٢ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در سه‌شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ  | لينک ثابت



یا فاطمه

                                              گفت بخوان نابترین آیه عشاق را

سبز ترین زمزمه باغ را

رونق آفتاب را

گفت بخوان پاکترین آیه توحید را

جلوه تابنده خورشید را

طلعت ناهید را

گفت بخوان آبروی آب را

روشنی و پاکی مهتاب را

آینه ی ناب را

گفت بخوان اینهمه

خواندم : یا فاطمه  یا فاطمه  یا فاطمه  ...

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (س) را به پیشگاه امام زمان(عج) تسلیت عرض می نماییم.

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ  | لينک ثابت



 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط:*گلبرگها گلبرگها در چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ  | لينک ثابت